دل نوشته

خط خطی های ذهن پریشان من 11

عسلک

عسلک حیرون چشمات شدم، می دونی؟

عسلک غرق تماشات شدم، از نگاهم می خونی؟

عسلک صد تا بهار، مثل تو گل ِ زیبا نداره

حتی گرمای وجودت رو هیچ تابستون نداره، می دونی؟

عسلک صدای دلنشین تو، تو گوشم زنگ می زنه

آخه هیچ سازی این طنین دلنوازُ نداره، می دونی؟

عسلک چشمای تو هوش از نرگس مست هم می بره

عسلک قند و نبات، شیرینی لبهات رو نداره، می دونی؟

عسلک ماه و خورشید از روی تو خجلن

عسلک حتی فرشته ها پیش تو کم می آرن، می دونی؟

عسلک یه وقت نشه از اون چشمات مروارید بیاد

عسلک جونم به جونت بنده، می دونی؟

عسلک وقتی نبودی زندگی برای من معنی نداشت

عسلک تمام زندگیم تو هستی، می دونی؟

عسلک تو مثل هیزم روی این آتش مرده می مونی

عسلک تو زنده کردی آتیشُ دوباره، می دونی؟

عسلک، دردت به جونم آخه من چی کار کنم؟

تا بدونی که چقدر دوستت دارم، راستی می دونی؟

عسلک رها شدن ز بند مینای تو کار من نیس

آخه من بی تو باشم که چی بشه، می دونی؟

عسلک زندون عشقت مثل یه قصر طلاست

عسلک حکمم ابده، بگو زندانبان این خسته همیشه می مونی؟

عسلک با تو بودن عین رها بودن می مونه

بی تو اما این زندگی چه فایده داره، می دونی؟

نمایش بیشتر

کیارش هوشمند

وکیل پایه یک دادگستری و استاد دانشگاه، دانش آموخته دانشگاه تهران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن